برخی انسان‌ها با زادگاهشان شناخته می‌شوند و برخی، به زادگاهشان اعتبار می‌بخشند. مهندس محمد جشنی از فرزندان شایسته خوزستان بود؛ در همین سرزمین بالید، تحصیل کرد، به خانواده بزرگ صنعت نفت پیوست و نخستین گام‌های زندگی حرفه‌ای خود را برداشت. خوزستان برای او تنها زادگاه یا محل خدمت نبود؛ ریشه هویت، اندیشه و دغدغه‌هایش به شمار می‌رفت. هرجا که مسئولیتی بر عهده گرفت، جنوب و مردمانش را از یاد نبرد و بارها از حقوق کارکنان صنعت نفت، به‌ویژه شاغلان مناطق گرم و سخت‌گذر جنوب، دفاع کرد. سال‌ها بعد، هرچند در مسئولیت‌های مختلف صنعت نفت و عرصه عمومی ایفای نقش کرد، اما تعلق خاطرش به خوزستان و مردم جنوب هرگز کمرنگ نشد. شاید به همین دلیل است که خبر درگذشت او، فراتر از فقدان یک مدیر، به اندوهی مشترک برای خانواده بزرگ صنعت نفت، مردم خوزستان، شهرستان بهمئی و همه آنان که او را می‌شناختند، تبدیل شد.
بهمئی، خوزستان و صنعت نفت؛ سه داغ برای یک مرد/«محمدجشنی» مدیری که فراتر از جناح ها بدرقه شد
سیروس کریمی- سرویس حوزه انرژی:
به گزارش 2فوریت،خبر درگذشت مهندس محمد جشنی، تنها یک خبر تلخ در تقویم صنعت نفت نبود؛ خبری بود که موجی از اندوه را در میان مدیران، کارکنان، فعالان رسانه‌ای، چهره‌های سیاسی و مردم عادی برانگیخت. کمتر اتفاق می‌افتد که فقدان یک چهره، فارغ از مرزبندی‌های سیاسی، چنین واکنش گسترده‌ای را به همراه داشته باشد؛ اما این همان جایگاهی است که محمد جشنی در طول سال‌های فعالیت خود به دست آورده بود.
او مدیری بود که صنعت نفت را صرفاً مجموعه‌ای از تأسیسات، پروژه‌ها و اعداد و ارقام نمی‌دید؛ بلکه سرمایه اصلی این صنعت را نیروی انسانی می‌دانست. از همین رو، در سال‌های مسئولیت خود بارها از حقوق و مطالبات کارکنان صنعت نفت، به‌ویژه نیروهای شاغل در شرایط سخت اقلیمی جنوب، دفاع کرد و معتقد بود توسعه پایدار، بدون توجه به منزلت کارکنان، دستاوردی ماندگار نخواهد داشت.
"جشنی"، از فرزندان پرافتخار خوزستان و شهرستان بهمئی، در کنار فعالیت‌های مدیریتی، دغدغه حضور مؤثر در عرصه عمومی را نیز داشت. او در دو دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی نامزد شد؛ نه از سر علاقه به قدرت، بلکه با این باور که مجلس می‌تواند بستری برای پیگیری مطالبات مردم و توسعه مناطق کمتر برخوردار باشد. اگرچه توفیق حضور در بهارستان را نیافت، اما هیچ‌گاه از نقش اجتماعی خود فاصله نگرفت و تا واپسین روزهای زندگی، خود را در قامت نماینده‌ای برای بیان دغدغه‌های مردم می‌دید.
او گرایش سیاسی مشخصی داشت و در عرصه فرهنگی و مذهبی نیز چهره‌ای شناخته‌شده بود، اما آنچه امروز نامش را با احترام بر زبان موافق و منتقد جاری کرده، نه تعلقات سیاسی، بلکه منش و اخلاق اوست. در روزگاری که اختلاف سلیقه‌های سیاسی گاه به شکاف‌های عمیق اجتماعی تبدیل می‌شود، بدرقه باشکوه محمد جشنی یادآور این حقیقت است که اخلاق، صداقت و مردم‌داری، مرزهای جناحی را درمی‌نوردد.
نجابت، تواضع، پرهیز از هیاهو و دقت در گفتار، ویژگی‌هایی بود که همکارانش بارها از آن یاد کرده‌اند. آرام سخن می‌گفت، با حوصله می‌شنید، در قضاوت شتاب نمی‌کرد و احترام به انسان‌ها را بر هر اختلاف نظری مقدم می‌دانست. همین ویژگی‌ها از او مدیری ساخته بود که علاوه بر اداره سازمان، اعتماد و سرمایه اجتماعی نیز می‌آفرید.
فقدان" جشنی"، فقدان یک مدیر صرف نیست؛ فقدان انسانی چندوجهی است که مدیریت، سیاست، فرهنگ و مسئولیت اجتماعی را در کنار هم معنا می‌کرد. میراث او نه فقط در مسئولیت‌هایی که بر عهده داشت، بلکه در شیوه زیستن و نگاهش به خدمت باقی خواهد ماند.
آنچه در این نوشتار از احوالات آن والاگهر آمد، تنها در حد بضاعت اندک قلم، حافظه و توشه سال‌هایی است که افتخار آشنایی و ارتباط با او را داشته‌ام. بی‌تردید، ابعاد شخصیت، منش و خدمات او بسی فراتر از آن است که در چند سطر و چند صفحه بگنجد.
باقی این گفته آید بی‌زبان
در دل آن‌کس که دارد نور جان
https://2foriat.ir/vdce.z8pbjh8p79bij.html
نام شما
آدرس ايميل شما