چهارشنبه ۱۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۲:۵۹
کد مطلب : 6571

ضرورت دلجویی و همدلی با «ملکشاهی»

صدوربیانیه‌های دلجویانه،اعلام مسئولیت‌پذیری و پذیرش احتمال خطا،نه‌تنهاازاقتدارنهادهای حاکمیتی نمی‌کاهد،بلکه آن رابازتعریف وتقویت می‌کند.اقتدار دردنیای امروز، بیش از آنکه به سکوت وانکار متکی باشد،برشفافیت،پاسخ‌گویی وتوان اقناع افکار عمومی استوار است.حاکمیتی که بتواندمردم رامتقاعدکندبه‌دنبال حقیقت، عدالت و اصلاح است،در مواجهه با بحران‌ها دست بالاراخواهدداشت.
ضرورت دلجویی و همدلی با «ملکشاهی»
به گزارش 2فوریت، حادثه تلخ و تأسف‌بار رخ‌داده در شهرستان ملکشاهی استان ایلام را که به جان‌باختن و مجروح‌شدن تعدادی از هموطنان انجامید، صرفاً نباید رویدادی محدود، محلی و منطقه‌ای و گذرا به شمار آورد؛ بلکه آزمونی جدی برای نحوه مواجهه حاکمیت با جامعه در شرایط بحران است. در چنین بزنگاه‌هایی، آنچه بیش از خود حادثه در حافظه افکار عمومی باقی می‌ماند، نوع واکنش، زبان گفت‌وگو و میزان صداقت نهادهای مسئول با مردم است.

 اقدامات مؤثر در سطح ملی و استانی

در این چارچوب، مجموعه اقدامات اولیه‌ای که پس از این حادثه صورت گرفت، چشمگیر و قابل تأمل است. در عالی ترین سطح سیاسی، مأموریت صریح رئیس‌جمهور به وزارت کشور برای رسیدگی قابل ذکر است؛ وزارت بهداشت هم با صدور اطلاعیه ای در قبال این اتفاق تلخ به شدت واکنش نشان داد؛ وزیر کشور هیئت ویژه‌ای را برای بررسی جامع ماجرا روانه منطقه کرد؛ و نهایتاً در سطح استان، نماینده ولی‌فقیه، استاندار و شورای تأمین بیانیه‌ی مشترکی برای اظهار تأسف و اظهار همدردی و اعلام پیگیری قاطع صادر کردند. تمام این رفتارها حامل پیامی روشن است: حاکمیت قصد عبور بی‌تفاوت از کنار حادثه را ندارد و به‌دنبال فهم، ریشه‌یابی و پاسخ‌گویی است.
بیانیه صادرشده از سوی عالی‌ترین مقامات سیاسی، امنیتی و مذهبی استان ایلام، از منظر ادبیات حکمرانی واجد اهمیت مضاعف است. این متن، فراتر از یک پیام تسلیت، تلاشی آگاهانه برای بازسازی پیوند عاطفی، سیاسی و اجتماعی میان دولت و مردم به شمار می‌آید؛ پیوندی که هرگاه دچار آسیب شود، حتی شدیدترین ابزارهای امنیتی نیز قادر به ترمیم آن نخواهند بود.
نخستین نکته قابل تأمل در این بیانیه، به‌رسمیت شناختن صریح رنج و مطالبه مردم است. ابراز تأسف عمیق، تسلیت به خانواده‌های داغدار و طلب شفا برای مجروحان، اگرچه ممکن است در نگاه برخی امری بدیهی یا تشریفاتی جلوه کند، اما در واقع یکی از پایه‌های اقتدار مشروع است. حاکمیتی که در لحظه بحران، زبان همدلی را برمی‌گزیند، به جامعه پیام می‌دهد که مردم صرفاً «موضوع مدیریت» نیستند، بلکه صاحبان اصلی این سرزمین و مخاطبان مستقیم تصمیمات‌اند.
دومین محور کلیدی بیانیه، تأکید بر شفافیت، بررسی دقیق صحنه حادثه و برخورد با قصورهای محتمل است. این بخش، از منظر اقناع افکار عمومی اهمیت حیاتی دارد. تجربه‌های پیشین نشان داده است که ابهام، تأخیر در اطلاع‌رسانی و کلی‌گویی، بیش از خود حادثه به سرمایه اجتماعی آسیب می‌زند و میدان را برای روایت‌سازی‌های غیررسمی، اغراق‌آمیز و گاه خصمانه باز می‌کند. اعلام صریح اینکه «دستورات اکید و قاطع برای بررسی شفاف صادر شده» و اینکه در صورت اثبات قصور، «برخورد قاطع و پیگیری اطمینان‌بخش» صورت خواهد گرفت، در واقع پیش‌دستی برای جلوگیری از بی‌اعتمادی و تلاش برای کنترل بحران در سطح ادراک عمومی است.
در همین چارچوب، اشاره بیانیه به مفهوم «حکمرانی مطلوب» قابل تأمل است. حکمرانی مطلوب، آن‌گونه که در متن آمده، زمانی معنا می‌یابد که حاکمیت خود را «پناه و ملجأ» مردم بداند؛ پناهی که نه‌تنها مسئول تأمین امنیت، بلکه متعهد به رسیدگی به مطالبات، خدمات درمانی، پیگیری قضایی و همدردی انسانی است. این نگاه، امنیت را از یک مفهوم صرفاً سخت‌افزاری خارج کرده و به پدیده‌ای اجتماعی و تعاملی تبدیل می‌کند.
سومین نکته مهم، تفکیک هوشمندانه اعتراضات اقتصادی از ناامنی‌های امنیتی است. بی‌شک مطالبات معیشتی مردم نباید بستری برای وقوع حوادث ناگوار امنیتی شود. این نگاه، اگر در عمل نیز به سیاستی پایدار تبدیل شود، می‌تواند بسیاری از سوءتفاهم‌ها و تنش‌ها را کاهش دهد. اعتراض اقتصادی، در ذات خود نشانه‌ای از زنده‌بودن جامعه و وجود روحیه مطالبه‌گری است؛ اما زمانی که این اعتراضات شنیده نشوند یا با رویکرد صرفاً امنیتی پاسخ داده شوند، امکان لغزش به‌سوی بحران افزایش می‌یابد. از سوی دیگر، هشدار نسبت به بهره‌برداری دشمنان از چنین وقایعی، واقع‌بینانه و ضروری است؛ اما تجربه نشان داده است که مؤثرترین راه خنثی‌سازی این بهره‌برداری‌ها، تقویت اعتماد داخلی و شفافیت حداکثری است، نه صرفاً هشدارهای امنیتی.
چهارمین محور قابل‌توجه، التفات به سرمایه اجتماعی و هویت محلی است. یادآوری جایگاه مردم ایل بزرگ ملکشاهی به‌عنوان مرزداران غیور و شهیدپرور، صرفاً یک توصیف تاریخی نیست؛ بلکه تلاشی برای پیوندزدن امنیت امروز با وفاداری تاریخی مردم به کشور است. دعوت از بزرگان، معتمدین، نخبگان و اصناف برای همراهی، نشان می‌دهد که مدیریت بحران بدون مشارکت نیروهای مرجع محلی ممکن نیست. این همان نقطه‌ای است که امنیت سخت به امنیت نرم و اجتماعی گره می‌خورد.
در مجموع باید با صراحت گفت که صدور بیانیه‌های دلجویانه، اعلام مسئولیت‌پذیری و پذیرش احتمال خطا، نه‌تنها از اقتدار نهادهای حاکمیتی نمی‌کاهد، بلکه آن را بازتعریف و تقویت می‌کند. اقتدار در دنیای امروز، بیش از آنکه به سکوت و انکار متکی باشد، بر شفافیت، پاسخ‌گویی و توان اقناع افکار عمومی استوار است. حاکمیتی که بتواند مردم را متقاعد کند به‌دنبال حقیقت، عدالت و اصلاح است، در مواجهه با بحران‌ها دست بالا را خواهد داشت.
حادثه ملکشاهی می‌تواند به نقطه عطفی تبدیل شود؛ به شرط آنکه وعده‌های داده‌شده در سطح کلام باقی نماند و نتایج بررسی‌ها، با صداقت و در زمان مناسب به اطلاع مردم برسد. تحقق این وعده‌ها، نه‌تنها به التیام زخم‌های این حادثه کمک می‌کند، بلکه سرمایه‌ای برای مواجهه عاقلانه‌تر و کم‌هزینه‌تر با بحران‌های آینده فراهم خواهد کرد. اقتدار واقعی، اقتدارِ شنواست؛ اقتداری که می‌داند نزدیک‌شدن به مردم، نه عقب‌نشینی، بلکه شرط لازم حکمرانی مؤثر و امنیت پایدار است.
https://2foriat.ir/vdca.0nik49nm65k14.html
نام شما
آدرس ايميل شما