عباس ترابی در یادداشتی ضمن مقایسه ایده ها و ساز و کارهای مشروطیت در بریتانیا و فکر بومی سازی نوع ایرانی مشروطه که نوعی بررسی تطبیقی فرایند مشروطیت در انگلستان و ایران است؛ درباره مفهوم عدالتخانه و برداشت دوگانه و متضانه روشنفکران مشروطه خواه و فقهای حامی مشروطه از این نهاد که مقرر بود در صدر مشروطه تاسیس شود و چرایی عدم تأسیس چنین نهادی می نویسد و در این خصوص کالبدشکافی می کند. به باور او مشروطه خواهی در ایران با یک پارادوکس اساسی روبهرو بود. روشنفکران مشروطه خواه بدون همراهی فقها از دسترسی به قلوب مردم عادی عاجز بودند و نمی توانستند این خواست اصلاح گرایانه را به یک جنبش مردمی عظیم تبدیل کنند و از سوی دیگر، فقهای حامی مشروطه نیز جز به شریعت مداری نهادهای منبعث از اندیشه مشروطیت رضایت نمی دادند. بدین ترتیب، مشروطه خواهی در ایران بجز بال تجدد و مدرنیته روشنفکران، بر بال دیگری بنام شریعت مداری فقها تکیه داشت و هر چند که فکر مشروطه به لحاظ ماهوی، محصول اندیشه مدرنیته و رهاورد آشنایی روشنفکران ایرانی با غرب و سلطنت مشروطه در بریتانیا بود اما به لحاظ عملی برای پیاده شدن در ایران به همکاری فقها نیازمند بود.








